تبليغاتX
سکوت محض - داستان های ذن
ادبی، هنری، فرهنگی، اجتماعی

 

7- باران گل

 

سوب هوتی مریدی از مریدان بودا بود و توان درک قدرت خلاء را داشت. دیدگاهی که معتقد است هیچ موجود است اگر در ارتباط ذهنی و عینی قرار نگیرد. روزی سوب هوتی، در یکی از حالات روحی خلاء متعالی، زیر درختی نشسته بود. گلها شروع کرده بودند به باریدن در اطراف او. خدایان با او به نجوا نشستند: ما تو را به خاطر گفتمانت در باب خلاء می ستاییم. سوب هوتی گفت: اما من چیزی از خلاء نگفتم. خدایان پاسخ دادند: تو چیزی از خلاء نگفتی و ما نیز خلاء را نشنیدیم و این خلاء واقعی است؛ و شکوفه ها همچون باران بر سر او می باریدند.

 

8- ذن جوشو

 

جوشو تمرین ذن را وقتی 60 سال داشت آغازید و تا 80 سالگی ادامه داد تا این که توانست به ذن دست یابد و از سن 80 سالگی تا وقتی که به سن 120 رسیده بود آن را آموزش می داد. روزی دانش آموزی از وی پرسید: وقتی در ذهن من هیچ نیست، من چه باید بکنم؟ جوشو پاسخ داد: دورش بینداز. شاگرد مصرّانه پرسید: ولی وقتی چیزی نیست چطور دورش بیندازم؟ جوشو گفت: خب آن را ایجاد کن.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 12:21  توسط مهدی فتوحی  |