ای گیتار! تو آن را به من بگو
آتاهوالپا یوپانکی
برگردان مهدی فتوحی
اگر از جهانش بپرسم
جهان قصد فریبم را دارد
هر کسی گمان می کند تغییر ناپذیر است
و این دیگرانند که تغییر می کنند
بامدادان را
به جستجوی پرتو نوری
می گذرانم
اما چرا شب چنین طولانی است
ای گیتار ! تو آن را به من بگو
دروغ ابلهانه و خام
باز می گردد
، آنچه واقعیت محض بود ،
تا زمین بارور،
بایر شود
بامدادان را
به جستجوی پرتو نوری
می گذرانم
اما چرا شب چنین طولانی است
ای گیتار ! تو آن را به من بگو
مردان
خدایانی مرده اند
از معبدی فروریخته
رویاهایشان رهایی شان نمی بخشند
و تنها یک سایه برجای می ماند
بامدادان را
به جستجوی پرتو نوری
می گذرانم
اما چرا شب چنین طولانی است
ای گیتار ! تو آن را به من بگو
Guitarra, dimelo tu
Atahualpa Yupanqui
Si yo le pregunto al mundo,
El mundo me ha de engañar.
Cada cual cree que no cambia,
Y que cambian los demas.
Y paso las madrugadas,
Buscando un rayo de luz.
Porque, la noche es tan larga,
Guitarra, dimelo tu ...
Se vuelve cruda mentira,
Lo que fue tierna verdad.
Y hasta la tierra fecunda,
Se convierte en arenal.
Y paso las madrugadas,
Buscando un rayo de luz.
Porque, la noche es tan larga,
Guitarra, dimelo tu ...