تبليغاتX
سکوت محض - بخش هایی از کتاب سده ی باد
ادبی، هنری، فرهنگی، اجتماعی
 

Bild:Bio cesar sandino.jpg

 

نوشته ی ادواردو گالئانو

ترجمه ی مهدی فتوحی

 

1926

 

سن آلبینو

ساندینو

مردی چنین  کوتاه قد و لاغر و ترکه ای  را، اگر درست در خاک نیکاراگوا ریشه ندوانده بود، تندبادها ریشه کن می کردند.

در این خاک و بر این خاک، " آوگوستو سزار ساندینو" بر خاسته ، سخن می گوید و به گاه سخن، آنچه را که خاکش بدو داده نقل می کند. او وقتی بر زمین خویش می خفت، امواج رنج و شادمانی خاکش بدو نشت می کرد.  

ساندینو بر خاسته، نقل می کند رازهای مگوی خاک اشغال و تحقیر شده اش را و می پرسد: چه تعداد از آنها، آن گونه که من بدو عشق می ورزم، دوستش دارند؟

بیست و نه مرد مین یاب و اهل سان آلبینو ، راهی به پیش می گشایند. اینان نخستین سربازان ارتش آزادی بخش نیکاراگوا هستند. کارگرانی بی سواد، که پانزده ساعت در روز، به قصد استخراج طلا برای شرکتی از امریکای شمالی، کار می کنند ؛ و کپه شده بر هم در یک انبار می خوابند. ایشان با دینامیت مین ها را منفجر می کنند و در پی ساندینو به کوه می روند.

ساندینو بر خرک سفید خویش پیش می رود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 3:13  توسط مهدی فتوحی  |