وطنم گنج من است
میهنم قلب پر از رنج من است
شاهراه گذر رنج جهان ،
درد پیدا و نهان؛
هر که از راه رسیده ست
آشنا یا که غریب
چنگ افکنده در اوی و
به صدش حیله شکسته است
زخم وامانده ی این قلب
رنگ بهبود ندیده ست
و نه داروی طبیب؛
دلم آزرده و خسته است
دل من
بغض باران شمال
دل من
هرم دریای جنوب
دل من
پل پیروزی غرب
دل من
قفل دروازه ی شرق
دل ایرانی من قلب جهان است
ولیک
دلم از درد نرسته است.
دلم آزرده و خسته است.