از مجموعه ی دوبیتی های لوطی صالح :
تو هم با ما شریک غم نبودی
رفیق و یاور و همدم نبودی
زدی زیرآبمونو محض تفریح
از این بی معرفتها کم نبودی
دلی که حیله ی پیمونت ُ خورد
به پای عشق تو خشکید و پژمرد
یه هو دیدی پرید از بوم چشمات
نگی بی معرفت بازی در آورد...
مث ما ساده و خنگ و ببو باش
یه ذره کم کن از اون آب و گیرا
درست عین همین نقش تتو باش
به وقت خدمتم اهواز بودم
خراب دوتّا چشم ناز بودم
زد و برگ معافیّت گرفتم
چه می شد تا ابد سرباز بودم