تبليغاتX
سکوت محض - پرسه گردی در متون نظم و نثر 17
ادبی، هنری، فرهنگی، اجتماعی
 

کشور ما یک کشور کم باران است و در ناحیه ی نسبتا ًخشک کره ی زمین واقع شده. به همین سبب آب در آن از اهمیت به سزایی برخوردار بوده و هست. به گونه ای که ذهن انسان ایرانی بغبانویی برای حمایت از آب های روان آفریده و به تاسی از آن آیین های گوناگونی را در ایران گذشته و حال برساخته که تحت تاثیر این عنصر مهم در زندگانی آدمی قرار داشته اند و رفته رفته جامه دیگر کرده اند و قالبی کاملا ً متفاوت یافته اند. مگر در تعزیه موافق خوانان همه سبز پوش نیستند و تشنه لب؟ مگر مهر فاطمه ی زهرا همه ی آبهای زمین نیست؟ مگر سقاخانه ها به تصویر عباس علی زینت نمی یابند که خود یادآور پهلوان- شیر میترایی در آیین های پیش از اسلام است که حامی آناهیتا، ایزبانوی باروری و کشت و آبهای روان است؟ یکی دیگر از این آیین ها ، آیین طلب باران است که به رغم موقعیت جغرافیایی در تمامی نواحی خشک و کم آب کره ی زمین به گونه های متفاوتی اجرا می شده و می شود و گهگاه ادبیات قوم را زیر نفوذ خود می گرفته و متاثر می کرده. گاه شاعران در طلب باران شعر می سروده اند و گاه برای بندآمدنش قافیه ردیف می کرده اند. ما در ادب فارسی ابیات بسیاری داریم در طلب باران از خدای تعالا و در طلب پایانش. در این که این ابیات موزون چقدر از ذهنیت امروزی ما از مفهوم شعر به دور هستند شکی و بحثی نیست. مهم تاثیری است که آب و باران در ذهن ایرانی گذاشته اند. از این نمونه می توان به سه رباعی از مجموعه ی رباعیات ابوسعید ابوالخیر اشاره کرد. امیدوارم روزی بتوانم مجموعه ای از این ابیات و دعاهای منظوم را گرد بیاورم تا دریچه ای شود به سوی روشنایی تاثیر ادبیات هر قوم از طبیعت و زیستگاه شاعر.

در طلب باران:

 

ای دوست دوا فرست بیماران را

روزی ده، جن ّ و انس و هم یاران را

ما تشنه لبان وادی حرمانیم

بر کشت امید ما بده باران را

یا

خلقان همه بر درگهت ای خالق پاک

هستند پی قطره ی آبی غمناک

سقای سحاب را بفرما از لطف

تا آب زند بر سر این مشتی خاک

 

و در طلب بندآمدن باران:

 

ای باد به خاک مصطفایت سوگند

باران به علی مرتضایت سوگند

افتاده به گریه خلق، بس کن. بس کن.

دریا! به شهید کربلایت سوگند

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 11:12  توسط مهدی فتوحی  |