میدان حر تهران. ۱۳۸۵. خیلی از دوستان نمی دانند این تندیس چیست. خیلی ها هم می دانند. برای آنها که نمی دانند می گویم بروند یکبار سری به شاهنامه بزنند. به داستان ضحاک، تا بدانند چیست. به خدا گران هم نیست. بروید میدان انقلاب ، انتشارات امیر کبیر. از مجموعه ی داستانهای کهن ادب پارسی، داستان ضحاک را بگیرید. جلد طوسی رنگی دارد. یادم نمی آید چه کسی آن را گزینش و بازنویسی کرده. حدودا ً سی چهل صفحه است. واژگان دشوارش را هم زیرنویس گذاشته. سر جمع دویست تومان هم نمی شود. البته اگر قیمتش را تغییر نداده باشند. ولی وقتی خواندید یکی از پایه ای ترین داستان های شاهنامه را خوانده اید. آنجا متوجه می شوید که این تندیس مربوط می شود به جنگ میان گرشاسب و آژی دهاک در آخرالزمان. فکر نمی کنم کار سختی باشد. اصلا ً این مجموعه ای که انتشارات امیر کبیر منتشر کرده همه اش خواندنی است. گزیده هایی است از ادب کهن فارسی با پانویس و لغت های دشوار. اکثر کسانی هم که آن ها را گردآوری کرده اند ادیب بوده اند. این را به دوستانی می گویم که علاقمند ادب اند و دستی در نوشتن دارند. قطعا خواندن این متون به نوشتار شما ارج و اعتبار می بخشد. فراموش نکنید.