تبليغاتX
سکوت محض - ترانه ها و خوانندگان ایتالیایی
ادبی، هنری، فرهنگی، اجتماعی
 

 

رقص تانگو از محلات فقیر نشین بوئنس آئرس سرچشمه می گیرد و در آن دردهای یک عاشق دلسوخته از جور معشوقش روایت می شود که به او خیانت کرده و رفته و او را تنها گذاشته و او اینک با دردهایش تنهاست. به گفته ی دیسه پولو تانگو اندیشه ای است که به رقص در می آید. ترانه ی زیر را دومنیکو مودونیو در سال ۱۹۶۴ در جشنواره ی سن رمو ی ایتالیا اجرا کرده و من بسیار آن را دوست می دارم. گفتم شما را هم در این کیف شریک کنم. لینک اجرا را هم می گذارم تا اگر توانستید اجرا را مستقیما ً ببینید. نکته ی مهمی که باید اینجا ذکر کنم این است که متن ترانه در هنگام اجرای ۱۹۶۴ با متنی که من ترجمه کردم اختلافاتی دارد. من ترجیح دادم تا متن مکتوب را ترجمه کنم. هرچند پس و پیش کردن چند کلمه یا دشنام زیاد هم مضمون ترانه را تغییر نمی دهد. به هر حال امیدوارم بتوانید اجرا را ببینید. چون واقعا ً دیدنی است.

 

http://www.youtube.com/watch?v=DFkxVJV5CWc

 

 

Che Me Ne Importa A Me



Ieri la mia ragazza per dispetto
è andata a passeggiare con Armando
però se crede che io me la prendo
un'altra me ne vado a cercar.

Che me ne importa a me
ah ah ah ah
può far quel che le par
ah ah ah ah
son duro e lei lo sa
per questo non ci sta
ma m'ama di più
le ho detto mille volte
non me ne importa niente
io sono indifferente
può far quel le par.

Tango... tango d'amore
che fai soffrire il cuor
di chi vuol bene
tango... del mio dolor.

L'avrò chiamata circa un trenta volte
son trenta volte che non mi risponde
m'han detto che l'han vista con Armando
per la strada l'altra notte alle tre.

Che me ne importa a me
ah ah ah ah
può far quel che le par
ah ah ah ah
son duro e lei lo sa
per questo non ci sta
ma m'ama di più
però se te la vedo
con quel zuzzerellone
le mollo uno schiaffone
la faccio rotolar.

Tango... tango d'amore
che fai soffrire il cuor
di chi vuol bene
tango... del mio dolor.

Sono tre mesi che ci siam lasciati
sono tre mesi che io sto soffrendo
han detto che si sposa con Armando
lo sapevo che finiva così.

Che me ne importa a me
può far quel che le par
e Armando non lo sa
che questo lei lo fa
per far dispetto a me
colei che lui si sposa
colei che sembra un giglio
lo fa per un puntiglio
per far morire me.

Tango... tango d'amore
tango... del mio dolor

 

 

 

 

برای من چه اهمیتی دارد....

 

 

دیروز دوست دختر من از عصبانیت

رفت تا قدمی با آرماندو بزند

گمان کرده من به خودم می گیرم

و می روم دختری دیگر را برای خودم می یابم.

 

برای من چه اهمیتی دارد

هاهاهاها

بگذار هر کار دلش می خواهد بکند

هاهاهاها

من محکمم و او این را می داند

و به خاطر همین است که نمی ماند

اما بیش از این دوستم می دارد

به او هزار بار گفته ام

برایم هیچ اهمیتی ندارد

من بی اعتنایم و او

هر کار دلش بخواهد می تواند بکند

 

تانگو.....ای تانگوی عاشقانه!

که دل آن را که هنوز کسی را دوست می دارد

به درد می آوری.

ای تانگوی دردهای من....

 

حدود سی باری به او زنگ زده ام

سی باری می شود که به من جواب نمی دهد

به من گفته اند اورا ساعت سه ی نیمه شب فردا شبش

با آرماندو در خیابان دیده اند

 

برای من چه اهمیتی دارد

هاهاهاها

او می تواند هر کار دلش می خواهد بکند

هاهاهاها

من محکمم و او این را می داند

و به خاطر همین است که نمی ماند

اما بیش از این دوستم می دارد

به او گفته ام اگر تو را یکبار دیگر با آن مردک جلف ببینم

سیلی جانانه ای در گوشت می نوازم

که بغلتی روی زمین

 

تانگو.....ای تانگوی عاشقانه!

که دل آن را که هنوز کسی را دوست می دارد

به درد می آوری

ای تانگوی دردهای من....

 

سه ماه است که از هم جدا شده ایم

سه ماه است که من دارم زجر می کشم

به من گفته اند که دارد با آرماندو ازدواج می کند

می دانستم که اینگونه تمام خواهد شد

 

برای من چه اهمیتی دارد

او می تواند هر کار دلش می خواهد بکند

اما آرماندو نمی داند

که او دارد این کار را برای آزار من می کند

همو که دارد با وی ازدواج می کند

همو که به سوسنی می ماند

از سر لجبازی می خواهد مرا بکشد

 

تانگو ای تانگوی عاشقانه!

تانگو ای تانگوی دردهای من....

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 11:41  توسط مهدی فتوحی  |