تبليغاتX
سکوت محض

سکوت محض

ادبی، هنری، فرهنگی، اجتماعی

 

نمی دانستم خانم منصوره ی فیلی دارفانی را وداع گفته اند. کاملا اتفاقی فهمیدم. ایشان حق استادی به گردن من داشت. در فرهنگسرای سرو چندین سال پیش عروض و وزن شعر کلاسیک درس می داد و من که آن روزها سری پر از هیاهو داشتم و چنته ای به شدت خالی، پیش او تلمذ می کردم. یک معلم به تمام معنا دلسوز بود. یک شیفته ی آموزش که رایگان داشته های خود را به دیگران نثار می کرد. مادرانه همه را دوست می داشت. عمیقا به باورهای خویش معتقد بود و همانگونه نیز رفتار می کرد. خیلی از او آموختم و مهمتر از همه این که آموخته هایم را بی دریغ به دیگران بیاموزانم. کاش بتوانم حق شاگردی را در قبال چنین استاد مهربانی خوب ادا کنم. یادش زنده و جاوید بماناد و تا ابد روانش شاد.

این شعر را به یاد و خاطره ی او تقدیم می کنم که استاد بود و مهربان.

 

para mansureh feili

mi profesora desconocida 

 

se callo' la poeta

 y

 se cayo' el amor 

 

 

برای استاد گمنامم منصوره ی فیلی

 

شاعر خاموش شد

و

عشق فرو افتاد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 17:13  توسط مهدی فتوحی  | 

  

PARA EL SARCOFAGO DE UN HEROE

 

 

UN EX-INSISTENTE

LLEGO’ A SER UN

INEXISTENTE

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 18:13  توسط مهدی فتوحی  | 

 

 

TOCO

¨ MI ¨

¨ SOL ¨

 ¨ SI ¨

CON  EL  INSTRUMENTO

DE  MI  SENTIMIENTO

 

به خاطر ایهام موجود در واژگان " می " " سل" و " سی " و فعل " tocar  " این متن را باید دو جور ترجمه کرد":

ترجمه ی اول:

 

آفتابم را

آری

با ساز احساسم

لمس می کنم

 

ترجمه ی دوم:

 

با ساز احساسم

می و سل و سی

می نوازم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 16:0  توسط مهدی فتوحی  |