به اعتقاد خودم از میان بیش از دویست ترانه ای که سروده ام، این بهترین است. یک ترانه بر اساس قصه های عامیانه ی ایرانی. نام این قصه ها را می آورم تا اگر کسی می خواندش بداند مرجع قصه ها چیست.
شنگول و منگول ، افسانه ی آه، سنگ صبور، کک به تنور، خاله سوسکه، کدو قلقله زن، قصه ی بخت، ماه پیشونی، قصه ی کاووس از شاهنامه ، قصه ی کیخسرو از شاهنامه، سلطان مار و خانم نگار و سرانجام داستان علی بونه گیر ، برای مطالعه ی این داستان ها مراجع زیادی در دسترس است. یکی ازمعتبرترین ها، داستان های کتاب کوچه ی شاملو است. شاید این حسن اتفاقی باشد بر یادآوری سالروز درگذشت این شاعر و پژوهشگر بزرگ. هرچند او که جاودانه است و ما باید خودمان را دریابیم....باری.....
من که تو کَتَم نمی ره
که بهار خنده مُرده
که همون گرگ ریاکار
شنگول و منگولو خورده
من که تو کتم نمی ره
عمر، افسانه ی آه ئه
تو هجوم یاءس و غصّه
شب و روزمون سیاهه
من که تو کتم نمی ره
سهممون سنگ صبوره
بدآوردن هامون عین
قصه ی کک به تنوره
من که باورم نمی شه
خاله سوسکه ناتوانه
تازیانه خوردنش هم
حیله و مکر زنانه
من که باورم نمی شه
مادرا خوراک شیرن
قصه ی بخته که این جور
ماه پیشونی ها اسیرن؟!
من که باورم نمی شه
پدرا اسیر دیون
که تو ذهن من هنوزم
پدرا رستم و گیون
اگه این جوره که می گی
اگه وضعمون خرابه
اگه رویای رهایی
عینهو نقش بر آبه
دس بجمبونیم وپا شیم
از غم و غصّه جدا شیم
جلد ماررو بندازیم دور
علی بونه گیر نباشیم
8/3/85
