
گفتگوی میان دو حلزون
فدریکو گارسیا لورکا
برگردان مهدی فتوحی
شخصیت ها
حلزون سفید
حلزون سیاه
حلزون سفید ( سکوت )
( دوشیزه ای ، با چتری از جنس تور، در حالی که گام های خود را می شمرد وارد می شود و به جوباری می رسد. مردد است اما از آن می پرد. )
حلزون سیاه ( سکوت )
( موشی از جوبار گذشته. موش بد. موشی که ریشه های لطیف را می خورد.)
حلزون سفید ( سکوت )
( دوشیزه در پی رایحه ی ترب غده ای است . شب بی هیچ ارتباط هوشیارانه ، در افق مه آلود پرتاب می شود.)
حلزون سیاه ( سکوت )
( موش به سراغ آلو ها می رود. صدایی مبهم ، مسحور تلفظ واژه ی آلو، آلو، آلو.......شده است؛ )
حلزون سفید ( مکث )
(دوشیزه کنار رودخانه ی سبزرنگی می نشیند. او تنها از خانه بیرون آمده چون به یاد موش ها نبوده.)
حلزون سیاه( با لرزشی)( سکوت)
( در سکون، بی هیچ چین خوردگی، ابری در جای خویش می لرزد. موش همچون پرنده ای به سویش می رود. خدا باید این زیاده خواهی را بر او ببخشاید.)
حلزون سفید ( سکوت )
( کتابی که دوشیزه می خواند برای کسی خوشایند نیست. او نادان است. هیچ اهمیتی قایل نیست که کوه شکر او انباشته شده از مورچه.)
حلزون سیاه ( خارج می شود)
حلزون سفید( بالای یک ترب غده ای ) افسوس.
فوریه 1926