دیرگاهی است به آرش نورآقایی قول داده ام تا مقاله ای درباره ی جهی بنویسم. چیزهایی جمع کرده بودم از این سو و آنسو که می بایست کنار هم می نوشتمشان تا شکل یک کلیت واحد را بیابند. اما هنوز تا شکلگیری یک مقاله ی قرص و محکم فرسنگ ها راه هست. همه ی آنها را اینجا کنار هم می گذارم تا نه خلف وعده کرده باشم و نه فراموششان کنم و لای اوراق باطله از دست بروند.
جهی
درباره ی این که جهی چیست یا کیست در ادب مزدیسنان ، عبارات و تعبیرات گوناگونی نوشته و روایت شده که ما در این نوشته قصد داریم به برخی از آنها اشاره کنیم.
جهی ـ (در پهلوی جه به معنی زن فرومایه و بدكار و روسپی) نام دختر اهریمن است كه اهریمن را به تاختن بر جهان اهورایی برمیانگیزد و یاری میرساند. فریبنده و اغواگر مردان است و در اساطیر زرتشتی زنان از او پدید آمدهاند.
دکتر مهرداد بهار در یادداشت های بخش پنجم کتاب ارزشمند پژوهشی در اساطیر ایران آورده اند: جهی ، در پهلوی jeh ، در اوستا jahi ، به معنای روسپی، نام دختر اهریمن است. . زن روسپی كه تجسمی از ماده دیوی به همین نام است.
مرحوم پورداود این واژه را "جنی" نقل كرده كه علاوه بر وندیداد در یسنه (هات 10، بندهای 15 و 17) به معنی "زن" (زن به طور اعم، نه زن بدكردار و هرزه به تنهایی) آمده است .(ابراهیم پورداود، یادداشتهای گاتها، جلد دوم، مجموعه گاتها، ص 289) (( نکته ی قابل توجه شباهت این واژه است با واژه های جنی، یا زن در زبان های محلی ایرانی، همچون زبان سمنانی ))
اما تفاوت جهی با جینی یا جنی چیست؟
مرحوم پورداوود در یادداشت هایش چنین نوشته : جینی (جنی) نام موجودی است كه گند بیماریهای گوناگون برآمده از دخمههای آلوده و بویناك را در اندامهای مردان به اندازه یك سوم نیرومندتر میكند(ص 969) این گونه به نظر میرسد جینی همان جهی آورنده بیماری باشد.
زندِ وندیداد هم جینیها را همان جهی میداند و این واژه را جنی نقل كرده كه علاوه بر وندیداد در یسنه، هات10، بندهای 15 و 17 به معنی زن (زن به طور اعم نه زن بدكردار و هرزه به تنهایی) آمده است. باری از این سخنان میتوان چنین نتیجه گرفت كه جینی یا جنی در كاربردهای یادشده در وندیداد به معنی كلی "زن" . البته با اشاره به مفهومهای دوگانه جهی (زن بدكاره و روسپی) و جهی (ماده دیو تباهكار و آفرینش آشوب ـ دختر اهریمن) آمده است. (ص 969)
اما این جهی کیست؟
مهرداد بهار در همان منبع پیشین چنین آورده:
او نه تنها انگیزاننده ی اهریمن به تازش بر جهان مادی است، بلکه فریبنده و اغواگر مردان نیز هست و بنا به اساطیر زردشتی زنان از او پدید آمده اند.
در متن اصلی بندهش هم که ترجمه ی خود اوست ( از صفحه ی 39 تا ، 47 و نیز در کتاب پژوهشی در اساطیر ص 86 و 87 بخش تازش اهریمن بر آفرینش) چنین آمده:
در دین گوید که اهریمن هنگامی که از کارافتادگی خویش و همه ی دیوان را از مرد پرهیزگار دید، سست شد و سه هزار سال به سستی فرو افتاد. در آن سستی، دیوانِ کماله جدا جدا گفتند که برخیز پدر ما! زیرا ما در گیتی آن گونه کارزار کنیم که هرمزد و امشاسپندان را از آن تنگی و بدی رسد. ایشان جدا جدا بدکرداری خویش را به تفصیل بر شمردند. آن اهریمن تبهکار آرام نیافت و به سبب بیم از مرد پرهیزگار از آن سستی بر نخاست تا آن که جهی تبهکار، در پایان سه هزار سال آمد و گفت که برخیز پدر ما! زیرا من در آن کارزار چندان درد بر مرد پرهیزگار و گاو و ورزا هلم که به سبب کردار من زندگی نباید. فرّه ی ایشان را بدزدم. آب را بیازارم. زمین را بیازارم. آتش را بیازارم. گیاه را بیازارم. همه ی آفریده ی هرمزد آفریده را بیازارم. او آن بدکرداری را چنان به تفصیل بر شمرد که اهریمن آرامش یافت. از آن سستی فراز جست. سر جهی را بوسید. این پلیدی که دشتانش ( حیض ) خوانند، بر جهی آشکار شد. اهریمن به جهی گفت که تو را چه آرزو باشد؟ بخواه تا تو را دهم. آن گاه هرمزد به خرد همه آگاه دانست که بدان زمان آنچه را جهی خواهد، اهریمن تواند داد. هرمزد برای صلاح آن تن زشت شبیه به وزغ اهریمن را چون مرد جوان پانزده ساله ای به جهی نشان داد. جهی بدو دل بست . جهی به اهریمن گفت: مردکامگی را به من ده تا به سالاری او در خانه بنشینم. اهریمن گفت که از این پس به تو نگویم چیزی بخواه. زیرا تنها بی سود و بد را می توانی خواستن........
علاوه بر این در بخش درباره ی دشمنی دو مینو از همان کتاب ( بندهش ) در بخش ششم از جهی به عنوان «ضد زنان» یاد شده است. (56)
چنان گوید که اهریمن بر هرمزد، اکومن به بهمن..... جهی بر زنان، زیناوندی بد بر زیناوندی خوب ، دروج نابودی بر بقای نسل و دیگر دروج های مادی بر ایزدان جهان مادی آمدند.
در ادامه در روایت هزاره ی اوشیدر و اوشیدرماه و سوشیانس آمده:
.....نوع گرگ همه به یک جای شوند و اندر یک جای به هم آمیزند و گرگی ..... پدیدار شود. به دستوری اوشیدر مردم سپاه آرایند و به کارزار آن گرگ شوند. نخست یزش کنند و ایشان به یزش بازداشتن آن گرگ نتوانند. پس اوشیدر گوید که بدان تیزترین و پهن ترین تیغ آن دروج بس نیروند را چاره سازید. پس مردمان آن دروج را به اشتر و کارد و گرز و شمشیر و دیگر ابزارها بکشند و یک فرسنگ پیرامون زمین و گیاه از زهری که از آن دروج آید بسوزد و .... جهی از آن دروج فراز دود ، به تن ِ مگس سیاه و به دروج مار شود و او را مسکن اندر او بود و بدان روی ستمگر نشود.
و باز در همان متن ، اندکی پایین تر نوشته شده :
..... نوع مار همه فراز به یک جای شوند و اندر یک جای به هم آمیزند و ماری که هشتصد و سی و سه گام پهنا و هزار و ششصد و پنجاه و شش گام درازا دارد ، پدید آید. مزدیسنان، بدان دستوری اوشیدرماه سپاه آرایند، به کارزار آن مار شوند. چون رسند اوشیدرماه گوید که یزش کنید و یزش کنند. آن دروج بگدازد و یک فرسنگ پیرامون زمین و گیاه از زهری که از آن دروج بیاید، بسوزد. جهی از آن دود فراز دود. به تن مگس سیاه و به دروج ِ دوپای- تخمه ( انسان ) ساکن شود. از آن روی که ستمگر نشود. اندر آن هزاره ضحاک از بند برهد و شاهی بر دیوان و مردمان را فراز گیرد.
با اینهمه رد این شخصیت را در دیگر متون نیز می توان جست. به گونه ای که در جایجای متون اوستا، به این شخصیت اشارات بسیاری شده که برخی را بر می شماریم. مثلا ً
- ای هَوِِم زرین!
به ستیزه با زن روسپی جادوی هوسانگیز( جهی ) كه [گناهان را] پناه دهد، كه منش وی همچون ابری در برابر باد جنبان است، كه پیكر اشون را نابود كند، زیناوند شو! (یسنه، هات 9، بند 32، ص 143)
- كاستی زن نابكار كم خرد]جنی[* را كه به فریفتن آتُربان و هوم میاندیشد، ناچیز میانگارم؛ [چرا كه او] خود فریفته است و یكسره نابود میشود. (یسنه، هات 10، بند 15، ص 147)
همه هومها را میستایم چه آنها را كه بر فراز كوهها میرویند، چه آنها را كه در [ژرفای] درهها و كرانه رودها. همچنین آن هومها را كه در تنگنا و در بند زناناند. (بند 17)
- زرتشت از اهوره مزدا پرسید: كیست كه تو را به تلخترین اندوه دچار میكند؟ كیست كه تو را با تلخترین درد، دردمند میكند؟ چنین كسی جهی* است كه بر روسپیگری در پی اشون و نااشون، مزداپرست و دیوپرست و نیكوكار میرود. (وندیداد، فرگرد 18، بند 61 و 62، ص 857) چه او تن خود را به اشون بسپارد، چه نااشون یكسان است. هرگاه با سه مرد همخوابه شود، "مرگ ارزان" باشد. (گزارش پهلوی، وندیداد) (پاورقی ص 857)
- من همه گونههای بیماریها و مرگها را دور میرانم.
من همه جادوان و پریان و همه "جینی"*های تبهكار را دور میرانم. (وندیداد، فرگرد 20، بند 10، ص 878)
گند بیماریها... از دخمهها برآید.... جینی آن بیماریها را در پاها و دستها و گیسوان آنان به اندازه یك سوم نیرومندتر میكند. (وندیداد، فرگرد 7، بند 59، ص 741)
- ـ درود بر گاو پاك... درود بر تو كه افزون میبخشی. درود بر تو كه میرویانی. درود بر تو كه جهی* و اشموغ* یا اشون و فرمانروای ستمگر را نابود میكنی. (وندیداد، فرگرد 21، بند 1، ص 879)
- ای خورشید، ای ماه، ای ستارگان ! برآیید با خروش... دور راندن "جهی" به جادویی خوگرفته را. (وندیداد، فرگرد 21، بند 17، ص 883)
با اینهمه نباید از ذکر این نکته غافل بود که جهی نیز چون دیگر شخصیت های منفی اوستا و متون زرتشتی، همچون اژدهاک و افراسیاب و ....بسیار دراماتیک و جذاب پرداخت شده و می تواند راهی برای خود در متون داستانی و به خصوص نمایشی باز کند. شخصیتی چندوجهی، منشورین و با پرسپکتیو تند ، پویا و کنشمند که مجال پژوهشی گسترده تر و فراخ تر از این را می طلبد.
منابع:
پژوهشی در اساطیر ایران. مهرداد بهار. نشر آگه
مقاله ی زن در کتب ادیان مقدس، نوشته ی ساسان از سایت http://kg.persianblog.ir/post/37/