دو تا بچّه یتیم
(ترجمه ای آزاد از شعری از جووانّی پاسکولی با نام (I DUE ORFANI) و تنظیم برای نمایشی کودکانه از مهدی فتوحی)
(1)
داداشی! می شه باهات حرف بزنم؟
چیه؟ حرفت رو بزن.
داره از گشنگی مورمورم می شه. حیف که دیگه....
نیگاه کن بیدی و ساس و شپشی توی لباسات نباشه....
تقلید صدای حشرات مختلف و ادای نام آوای تداعی کننده ی صدای حشرات؛ مثلا ً سیسسس؛ سیسسس؛ سیسسس
داداشی! از توی تاریکی صدای ناله ی دور و دراز رو می شنوی؟
شاید هم یه سگ باشه که داره زوزه می کشه
انگاری یه عده تو درگاهی ان.
شاید هم نسیم باشه که می وزه.
تقلید صدای باد و تکرار نام آوای تداعی کننده ی صدای باد؛ هوووو هوووو هوووو
می شنوی؟ دو جور صدا داره یواش یواش یواش......
شایدم بارون پاییزه که نرم نرم می باره...
می شنوی تق تق این ضربه ها رو؟
ناقوسای مرگو دارن می زنن.
تقلید صدای ناقوس و تکرار نام آوای تداعی کننده ی بانگ ناقوس؛ دنگگگ دنگگگ دنگگگ
واسه ی مرگ کی دارن می کوبن؟
نمی دونم ؛ شاید....
خوف برم داشته حسابی. داداشی!
من هم عینهو تو رنگم پریده.
دارم الانه به این فکر می کنم: اگه رعد و برق یه وقت زد ماها باس چی کار کنیم؟
نمی دونم داداشی! بیا پیشم بنشین. ما که آروم و سلامتیم هنوز.
تقلید صدای رعد و درخش برق و تکرار نام آوای تداعی گر بانگ تندر؛ بوممممممم بوممممممم بومممممم
(2)
اگه تو دلت بخواد، من هنوز حرفا دارم واسه زدن. یادته؟ وقتی رو که از توی سوراخی قفل نور می تابید؟
حالا که برقا همه خاموشن.
همون وقت نبود که ما ترسیدیم؟
الانه هیچی به ماها دیگه دلگرمی نمی ده. هیچی. من و تو تنهاییم. توی سوت و کوری این شب تار.
تقلید صدای سیرسیرک که تداعی کننده ی شب است. چیششش چیششش چیششش
اون زنه اینجا بود؟ هیچ یادت می آد داداشی! می تونستی ببینیش. اون تو . همونجا . دم در. وقت و بی وقت یه دفعه کل تنش انگاری مورمور می گرفت....
حالا که مرده مامان.
تقلید صدای گریه ی یک زن و رعشه و ناله های بریده بریده ی او؛ اوهوووو اوهووووو
یادته ؟ اون با ماها، خواب آرومی نداشت.
ما که حالا حالمون خیلی خوبه.
ولی حالا که مامان نیس کی دیگه ما رو نوازش می کنه؟ وقتی اون نیس کی با خل بازی ما ها قهر و سازش می کنه؟ کی کی کی ؟
پژواک پرسش نهایی تمام محیط بازی را پر می کند: کی کی کی ؟ کی کی کی ؟
10/5/78




.jpg)
