تبليغاتX
سکوت محض
ادبی، هنری، فرهنگی، اجتماعی
 رباعی

تنها به دلیل حذف تاریخی زن /

بر باد برفت نیمی از عمر وطن / 

وآن نیم دگر به جنگ بی وقفه گذشت /

با آن که مخالف است با نظم کهن


|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در دوشنبه سوم بهمن 1390  |
 رباعی

تا همسر مردان پسرکش شده ایم /

ما راوی اندوه سیاوش شده ایم /

در پیکر فرهنگ شفاهی وطن /

خونیم که از واژه تراوش شده ایم



|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در جمعه سی ام دی 1390  |
 طنز کوتاه

پدر: کلاغ؟
پسربچه: پر
پدر: گنجشک؟
پسربچه: پر
پدر: مامان بزرگ؟
پسربچه: کر.
پدر: بابابزرگ؟
پسربچه: گر.
پدر: بابا؟
پسربچه: خر.
پدر: پسر؟
پسربچه: شر.


|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در جمعه بیست و سوم دی 1390  |
 رباعی

در ساحت مردانه و در جنگ و نبرد /

مفهوم تراژیک شده ویژه ی مرد /

آخر ز چه رو هیچ کسی بازنگفت /

تهمینه پس از مردن سهراب چه کرد؟!



|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در چهارشنبه چهاردهم دی 1390  |
 رباعی

حال از شب یکهزار و دوّم شنوید /

از کنج حرمسرای سلطان پلید /

کز ترس دسیسه های اغیار حرم /

خواب از سر شهرزادِ آشفته پرید



|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در شنبه دهم دی 1390  |
 دعوت به مراسم مرده خواری

با این شتاب رو به کجا می روید

یک لحظه صبر کنید

این کرم زرد و لزج را

تماشا کنید

که از درون دیده ی متورّم

آرام

بیرون خزیده است

این سوسک را نگاه کنید

که روی زبان کبود

با شاخک دراز خویش

کام جسد را لمس می کند

این مایع سیاه را

یک لحظه بنگرید

که از درون سوراخ گوش

روان است

انبوه مورچگان را ببینید

که روی این صورت

در هم می لولند

هوشیار و

با چشم های باز

خوب تماشا کنید

این جسم بادکرده ی بدبو

این زندگی ماست

در زیر گور ظلم

واینجا ضیافتی ست

بشتابید

اینجا ولیمه ی یک جسد تازه می دهند

یاران

به مجلس مرده خواری انسان

خوش آمدید

بفرمایید

این تکه سهم شماست

 نوش جان.

|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در شنبه سوم دی 1390  |
 نکته

تاریخ ما آنقدر از حوادث ناگوار و تلخ آکنده است که ذهن تاریخی ما از یادآوری آن ها می گریزد. شاید از همین روست که ما حافظه ی تاریخی نداریم. فراموشی اختیاری ما در گذر تاریخ به یک بیماری مزمن ناخودآگاه بدل شده است.



|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در چهارشنبه سی ام آذر 1390  |
 در سایه سار سرو ایرانی

مقاله ی قدیمی در سایه سار سرو ایرانی مرا می توانید در این نشانی بخوانید. در ضمن عکس ها هم ضمیمه ی متن هستند.

نشانی:

http://www.savepasargad.com/2011-yalda/dar-sayesar-sarve-dibache.htm


|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390  |
 ترانه ای از مرسدس سوسا


همه چیز دگرگون می شود

ترانه ای از مرسدس سوسا

برگردان مهدی فتوحی

 

 

هر آنچه سطحی ست تغییر می یابد

و هر آنچه عمیق نیز

حتا شیوه ی اندیشیدن نیز دگرگون می شود.

در این جهان همه چیز تغییر می یابد

یک اقلیم، در طول سالها ، دگرگون می شود

و شبان نیز چراگاهش را عوض می کند

حال که همه چیز دگرگون می شود

اگر من نیز تغییر بیابم شگفت نیست

 

درخشش ارزنده ترین الماس نیز

دست به دست که شود، تغییر می یابد

پرنده نیز لانه ی خویش را عوض می کند

احساس عشاق نیز دگرگون می شود

رهرو نیز

اگر راهش به او صدمه ای بزند

مسیر خویش را عوض می کند

حال که همه چیز دگرگون می شود

اگر من نیز تغییر بیابم شگفت نیست

 

شب که اصرار می ورزد

خورشید در مسیر خویش دگرگونه می شود

گیاه تغییر می یابد و رخت نو می پوشد

و در بهار سر سبز می شود.

رنگ پوست ددان تغییر می یابد

موهای پیرمرد دگرگونه می شوند

و حال که همه چیز دگرگون می شود

اگر من نیز تغییر بیابم  شگفت نیست

 

اما عشق من

هر چقدر هم که دورتر روم

تغییر نمی یابد

و نیز خاطره ام و دردم

ار سرزمین و مردمم

با این همه هر آنچه دیروز تغییر یافته

از نو فردا دگرگون می شود

به سان من که تغییر می یابم

در این سرزمین دور

همه چیز دگرگون می شود

اما عشق من نه.....

 

 

 

Todo Cambia

 

Cambia lo superficial

cambia también lo profundo

cambia el modo de pensar

cambia todo en este mundo

 

Cambia el clima con los años

cambia el pastor su rebaño

y así como todo cambia

que yo cambie no es extraño

 

Cambia el mas fino brillante

de mano en mano su brillo

cambia el nido el pajarillo

cambia el sentir un amante

 

Cambia el rumbo el caminante

aunque esto le cause daño

y así como todo cambia

que yo cambie no extraño

 

Cambia todo cambia

Cambia todo cambia

Cambia todo cambia

Cambia todo cambia

 

Cambia el sol en su carrera

cuando la noche subsiste

cambia la planta y se viste

de verde en la primavera

 

Cambia el pelaje la fiera

Cambia el cabello el anciano

y así como todo cambia

que yo cambie no es extraño

 

Pero no cambia mi amor

por mas lejos que me encuentre

ni el recuerdo ni el dolor

de mi pueblo y de mi gente

 

Lo que cambió ayer

tendrá que cambiar mañana

así como cambio yo

en esta tierra lejana

 

Cambia todo cambia

Cambia todo cambia

Cambia todo cambia

Cambia todo cambia

 

Pero no cambia mi amor

 

لینک این ترانه را از سایت یوتیوب می گذارم برای کسانی که امکان دیدن و شنیدن آن را دارند.

لینک:

http://www.youtube.com/watch?v=hf2cnIDyKL8&feature=related

 

|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در سه شنبه پانزدهم آذر 1390  |
 فرهنگ موجودات خیالی 2

  از دوست عزیزم بابک صاحب وب دوست داشتنی و خواندنی ( http://innovativemuse.blogfa.com/  ) سپاسگزاری می کنم از لطفی که به من دارند. اما درباره ی این فرهنگ موجودات خیالی باید بگویم یک کار ناتمام است و من هرگز تمامش نکردم و اصلا قصد نداشتم جایی منتشرش کنم و بنا به ضرورتی آن را حروفچینی کردم. ولی به سبب استقبالی که دوستان از این کار کردند تصمیم گرفتم این متون را حروفچینی و در همین وب منتشر می کنم.   


طرقه:

در افسانه های خراسان چنین آمده که طرقه نام پرنده ای ست که آرزو دارد به وصال خورشید برسد. روزی تصمیم می گیرد به سوی خورشید پرواز کند و به نیت خود جامه ی عمل می پوشاند. اما برای آن که حرارت افتاب، وقتی که  به خورشید نزدیک می شود پرهایش را نسوزاند بر آن می شود تا اسماء خدای را بر زبان آورد. از هزار مرحله می گذرد و در هر مرحله اسمی از اسماء خدای را می گوید و از سوختن می رهد تا این که در خان هزار و یکم ، وقتی دیگر در دل خورشید جای گرفته اسم اعظم خدای را از یاد می برد و در آتش خورشید می سوزد.



|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در سه شنبه پانزدهم آذر 1390  |
 
 
بالا